زنگ را که میفشارم چشمم میماند روی یک برگۀ A3. برگه سفت و سمج چسبیده به ستون کنار...
«در نهایت قاضی و هیئت منصفه به دلیل روش زندگیاش، او را به چهل سال بیرون آوردن روده...
پدر که شدم، کمکم این نگرانی مثل خوره به جانم افتاد که نهتنها ممکن است بمیرم و دیگر...
. آنِسه بعدِ سالها برگشته بود. نشسته بود روی صندلی چوبی، پا روی پا انداخته و ساق روشن...
همه چیز از باغشاه شروع شد. این نوبه. از نِفارِ میانِ باغ. مرتضیقلیخانِ صنیعالدوله در چایخانۀ میانِ باغ،...
در ادامه داستان «الگوریتمها و هنرِ بهتر زیستن» اثر نائومی کریتزر (Naomi Kritzer) را میخوانید. این داستان برندهی...
یکی از قدیمیترین خاطراتی که به یاد دارم با گریه و زاریهایم شروع میشود. هرچه مامان و بابا...
بخش اول اظهارات جوئل هتمن جونیور من بدبختترین آدم روی زمینم. ثروتمند، محترم، نسبتا تحصیلکرده و دارای تنی...
حکم قتلت را امروز صبح صادر کردند. نه به صورت علنی و نه به شکل دستورالعملی از طرف...
این جایی که هستم، بالای برجک، بهترین مکان برای کسی مثل من است. جایی که مجبوری بیدار باشی...