جدال وجود در آثار جان چیور

نویسنده: عطیه رادمنش احسنی

تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد, ۱۴۰۰

چاپ
جان چیور

جان چیور* نویسنده‌ی آمریکایی با سبکی منحصربه‌فرد، روایت‌گر ذهنیات انسانی است درگیر با خود و قوانین جامعه که در حومه‌ی شهرهای بزرگ، در دل روابط خانوادگی و به ظاهر دوستانه فراموش شده است. او که سال‌ها داستان‌های کوتاه‌اش در نیویورکر به چاپ می‌رسید، در سال ۱۹۷۹ در سن شصت و هفت سالگی، موفق به دریافت جایزه‌ی پولیتزر شد. و بعد از آن درست شش ماه قبل از مرگ‌اش در سال ۱۹۸۲ مدال آکادمی هنر ملی آمریکا به خاطر مجموع آثارش به او اهدا شد. چیور با شصت و یک داستان کوتاه و چهار رمان از برجسته‌ترین نویسندگان مدرن به شمار می‌رود. او با تاثیرپذیری از سبک داستان‌نویسی همینگوی، قصه‌های درخشانی از شخصیت‌ و زندگی‌های خانوادگی را در مقابل مخاطب تصویر می‌کند. دقت جان چیور در بیان جزییات تصویری داستان‌هایش بی‌همتاست. او تصویرگر کلمات است. چیور خواننده را به زندگی آدم‌های حومه‌‌ی شهری می‌کشاند. قصه‌هایی که در فضای خانه‌های تفریحی و یا حتا آپارتمان‌های طبقه‌ی متوسط بازگو می‌شوند.

او با طنازی سبک داستان‌سرایی‌اش تمام آشفتگی شخصیت‌های قصه را در فضایی دلچسب و بدون تنش برای خواننده بازگو می‌کند. در یکی از داستان‌های مطرح چیور به نام خداحافظ برادر، چیور با زاویه‌ی اول شخص، مخاطب را همچون تماشاچیان یک فیلم وارد فضای خانواده‌ی راوی می‌کند. چیور در بستر یک خانواده روایت‌گر بخشی از تاریخ و روابط خاکستری آدم‌ها در طیف طبقه‌ی متوسط آمریکاست. آدم‌های چیور خسته و کدر در درون، با ظاهری رنگین در لباس‌های بالماسکه هر روز در صحنه‌ی زندگی بازی می‌کنند. ولی غالبا یک نفر از میان آنها در میان گیجی الکل، نور خورشید، تحقیر و خواری و یا هر محرک و تلنگری خود را عریان می‌کند. ویران می‌شود تا دوباره برخیزد، به مانند شخصیت کلانسی در داستان کلانسی در برج بابل. در میان چنین بازنمایی تیره‌ای، نثر غنایی و طنز نهفته‌ی داستان‌های چیور، فضایی آرام برای خواننده را مهیا می‌کند، تا مخاطب بتواند به لایه‌های داستان دست یابد.

در داستان‌های چیور در انتها مخاطب با یک روح بزرگ جستجوگر مواجه است، که تمام تلاشش بر آن است که شریطه‌های وجود آدمی را قابل فهم کند. چیور با ایده‌های غافلگیرکننده‌اش مخاطب را درگیر پرسش‌های هستی‌شناختی می‌کند. او فضایی خلق می‌کند که وجود انسان و روابطش را با محیط اطراف به چالش می‌کشد.

او همچنین از نویسندگان محبوب اهالی هالیوود است. داستان شناگر او در سال ۱۹۶۸ از جمله داستان‌هایی است که با کارگردانی فرانک پری و سیدنی پولاک به فیلم تبدیل شد. با برداشتی آزاد از همین داستان نیز در ایران، فیلم کندو به کارگردانی فریدون گله و بازی بهروز وثوقی در سال ۱۳۵۴ ساخته شد.
شخصیت‌های او غالبا مردانه هستند. آشفته و درگیر با قوانین اجتماعی و روابط اطراف‌شان. شخصیت‌های او قربانی تهدید خانوادگی و زندگی حومه‌ی شهری هستند. مدام در حال تجربه‌ی استعلا و دوباره زنده شدن. آدم‌های چیور آنقدر قابل لمس‌اند که انگار خود ماییم. مدام در حال دست و پا زدن برای چنگ انداختن به زندگی. چیور زبانی ساخت‌مند و محکم دارد. او با مهارت تمام در نثر و لحن، تمام پیچیدگی‌های انسان امروزی و تقابل‌اش با جامعه را با پیرنگی ساده و قصه‌ای جذاب تصویر و در ذهن تثبیت می‌کند. او روایت‌گر زمانه‌ای‌ست که در آن زیسته است. در پیچ و خم داستان‌های چیور ما مدام با خود درون و بیرون‌، باطن و ظاهرمان روبرو می‌شویم. سکوت بین آدم‌های چیور در فضاهای خانوادگی، با تامل قابل شنیدن است. چرا که چیور تمام فضای داستان را با جزییات و اتفاقات پر می‌کند تا بتواند تنهایی را همچون بازنمایی دروغین آدم‌هایش از زندگی، پنهان کند. چیور به مانند شکسپیر یک خالق شگفت‌انگیز است. از این رو که هم می‌توان در لذت اتفاق‌های قصه غرق شد و لبخند زد و یا در سرنوشت آدم‌های قصه، ذات وجودی خویش را جستجو کرد. چیور قصه‌گویی است که به زندگی و چیدمان عجیب و غیرمنتظره‌اش تلخ می‌خندد. و در مقابل این همه هیاهوی بسیار برای هیچ می‌خنداند.

 

John Cheever(1912-1982*)

 

منبع:

John Cheever, T.C.Boyle, Heyne Verlag

 

برچسب ها:
نوشته های مشابه
نامه ۱۱ تا ۱۳ میلنا یسنسکا

نامه‌ی یازدهم تا سیزدهم

. نامه‌ی یازدهم به پدرش یان یسنسکی   آگوست ۱۹۴۱ پدر عزیز؛ خوشحالم که کارلا بهتر شده است. به نظر می‌رسد که تو به خوبی از او مراقبت کرده‌ای. از تو متشکرم. خوشنودم که هونزا سالم، ...

نامه ۸ تا ۱۰ میلنا یسنسکا

نامه‌ی هشتم تا دهم

. میلنا یسنسکا در اکتبر ۱۹۴۰ به اردوگاه کار اجباری راونسبروک در نزدیکی برلین تبعید شد. ابتدا در بلوک ۷ آ، با شماره‌ی ۴۷۱۴ مستقر شد، که مخصوص چک‌ها بود. بعد ...

نامه ۶ و ۷ میلنا یسنسکا

نامه‌هایی از زندان پانکراک-پراگ؛ ژوئن- اکتبر ۱۹۴۰

. اواسط ژوئن ۱۹۴۰، دادرسی علیه میلنا یسنسکا متوقف شد، به دلیل این‌که: «شواهد کافی از فعالیت‌های خیانت‌آمیز در دسترس نیست». ختم دادرسی را می‌توان به عملکرد هوشمندانه‌ی میلنا مرتبط دانست ...

نامه ۴ و ۵ میلنا یسنسکا

نامه‌هایی از زندان درسدن، آلمان (۱۹۴۰)

  نامه‌ی چهارم میلنا یسنسکا به پدرش یان یسنسکی   رابطه‌ی خوب میلنا یسنسکا و پدرش در سال‌های پس از مرگ مادرش، به شورشی آشکار علیه هنجارها و خواسته‌های پدر تبدیل شد. میلنا که ...

واحد پول خود را انتخاب کنید