اگه یه آدم راه‌ش رو گم کنه؟

  «اگه یه آدم، راه‌ش رو گم کنه چی؟ اون هم نه در‌حالی‌که وسط یه بیغوله‌ای و آمادگی...

بیشتر بخوانید
ناداستان-فهیم عطار

من هیچ وقت نارگیل نمی‌خرم. نارگیل میوه‌ی عبوسی است که برای رسیدن به قسمت خوردنی آن باید از...

بیشتر بخوانید
فقدان

می‌خواهم فقدان را تعریف کنم. جمله‌ها و تصاویر آشفته توی ذهنم وول می‌خورند و چاره‌ای ندارم جز بافتن‌شان....

بیشتر بخوانید
تل خاک و خاکستر

سقف خانه‌ی جدید، چوبی نبود و جایی برای خفاش‌ها نداشت. عوضش گاهی پرنده‌ای بزرگ با صدایی مهیب از...

بیشتر بخوانید
خفاش

خانه‌ی ننه و باباجان شش اتاق داشت. دور تا دور یک حیاط که وسطش حوض بود وُ کنار...

بیشتر بخوانید
در مسیر تفلیس

داشتیم می‌رفتیم تفلیس. مقصد اولمان وان بود اما پلیس‌ها آمده بودند و قبل از اینکه ما برسیم کاسه...

بیشتر بخوانید
ناداستان خانم فردوس

خانم فردوس پنجاه ساله بود حدودا. کوتاه قد و نرم استخوان و‌ چابک. روزهایی که می‌آمد برای نظافت...

بیشتر بخوانید
آشوییتس

دقیقاً نمی‌دانم چه چیزی را قرار است تعریف کنم. در اصل چه‌طور باید تعریف کنم. باید طوری بگویم...

بیشتر بخوانید