گفت‌وگویی با آریل دورفمن

گفت‌وگویی با آریل دورفمن
مترجم: شبنم عاملی
تاریخ:
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
کل زندگی‌ام را وقف این کرده‌ام که بگویم: «من ساکت نخواهم ماند.» 

آریل دورفمن نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس شیلیایی - آمریکایی است که در سال ۱۹۷۳ به دلایل سیاسی مجبور به ترک شیلی شد. او در نوشته‌هایش همواره صدای قدرتمندی علیه ظلم سیاسی و نقض حقوق بشر بوده است. برخی از آثار مهم او همچون «بیوه‌ها» و «شکستن طلسم وحشت» به فارسی ترجمه شده و در دسترس است. در ادامه قسمتی از مصاحبه‌ی دورفمن که در سفرش به هندوستان با «ایندیا اینک»* انجام داده و در نیویورک تایمز چاپ شده است را می‌خوانیم.
 
سوال: نویسنده بودن در تبعید چگونه است؟
جواب: شگفت‌انگیز است که چگونه فاصله‌ای که من از شیلی و آمریکای جنوبی گرفتم به من اجازه داد که به اینجا – هندوستان - بیایم تا یک فاصله‌ی قطعی با کشورم داشته باشم و تبدیل به شخصی بشوم که همه‌جا خانه‌ی او است. حالا حس می‌کنم حتی می‌توانم داستان‌های هندی را از آن خود کنم و به جهان عرضه کنم.
تبعید برای زندگی من بنیادی بوده است. من تبعیدم را از زمانی که دو سال و نیمه بودم شروع کردم. آرژانتین را ترک کردم و به نیویورک رفتم، با آمریکایی‌ها سازگار و آمریکایی شدم. بعد پدرم مجبور شد آمریکا را ترک کند و به شیلی برود. پس شیلیایی شدم و وقتی مجبور شدم شیلی را ترک کنم، تبدیل به یک «شخص جهانی» شدم.
ناملایمات رفتن به جایی به نام وطن و از دست دادن آن دائماً به من ضربه می‌زد. اگر چه این آرزو را برای هیچ‌کسی نمی‌کنم و تقدیری نیست که برای کسی بخواهم، من این سرنوشت را در آغوش گرفته‌ام - با کمال میل آن را پذیرفته‌ام -، چون به من اجازه داده است تا به صورتی بنویسم که در حال حاضر می‌نویسم. فکر می‌کنم تبعیدی بودن یک نفرین است که شما احتیاج دارید آن را تبدیل به یک نعمت کنید. شما به تبعید فرستاده می‌شوید که سکوت کنید و صدای شما به خانه نرسد و همان جا بمیرید. به همین دلیل من کل زندگی‌ام را وقف این کرده‌ام که بگویم: «من ساکت نخواهم ماند.»

سوال: چگونه یک نویسنده می‌تواند تبعید را به یک نعمت تبدیل کند؟
جواب: خب شما متوجه می‌شوید که دوری چقدر دردناک است اما این به شما اجازه می‌دهد که ببینید. به شما اجازه می‌دهد که از محلی که زندگی می‌کردید جدا شوید، به شما اجازه‌‌ی آزادی بی قید و شرط می‌دهد.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی شما در تبعید به سر می‌برید و در کشورتان فاجعه‌هایی رخ می‌دهد، شما به گونه‌ای حس می‌کنید در قبال مردم کشورتان مسئولید، در قبال افرادی که کشته شده‌اند یا در زندان شکنجه شده‌اند و یا به تبعید خودخواسته رفته‌اند. سوال اساسی اینجاست که چگونه صداقت خود را نسبت به آن افراد حفظ کنید و در عین حال صداقت خود را به عنوان یک منتقد و فردی که پا را فراتر از مرزها می‌گذارد حفظ کنید تا مرزها را بشکنید و دنیا را همانگونه که روز اول دیده بودید رها نکنید.
بنابراین من با این حقیقت بیشتر احساس راحتی می‌کنم که من دیگر یک نویسنده ی سیاسی نیستم. من محدود به طبقه‌ی سیاسی نمی‌شوم. من درباره‌ی مردمی که شکنجه شده‌اند می‌نویسم چون دوستان زیادی دارم که شکنجه شده‌اند. این یک راه سروکله زدن با موقعیت‌های بحرانی است. تا بدانیم حقیقت چیست، واقعیت چیست، دروغ کدام است، به چه چیزی بستگی دارد و چه چیزی زیانبار است. این سرکوب‌گری من را انتخاب کرده است، من آن را انتخاب نکرده‌ام. من انتخاب نکرده‌ام چنین نویسنده‌ای باشم، شرایط تحمیل شده من را به این سمت سوق داده است.  

سوال: شما گفته‌اید که یک نویسنده همیشه باید حس بیگانه بودن را داشته باشد، حتی اگر در سرزمین مادری خود زندگی می‌کند. راجع به این موضوع بیشتر می توانید صحبت کنید؟
جواب: اکثر نویسنده‌هایی که وطنشان را ترک می‌کنند قبل از ترک جسمانی وطن، ذهنی و حسی آن را ترک کرده‌اند. چون دیگر با وطنشان تناسب ندارند. یکی از مشخصات نویسنده تناسب نداشتن است. اگر آنها با کشورشان تناسب داشته باشند دیگر هیچ‌چیزی نخواهند نوشت و چیزی که می‌نویسند فاقد معنا خواهد بود و چیزی کم خواهد داشت. وقتی به شیلی برگشتم، هیچ‌کس نمی‌خواست در زمینه‌ی شکنجه و خاطرات آن چیزی بگوید. هیچ‌کس. بعد با خودم گفتم من هم در این باره چیزی نخواهم نوشت و ساکت خواهم ماند. اما بعد از شش ماه دیدم هیچ‌کس راجع به شکنجه چیزی ننوشت و من مجبور شدم که بنویسم. زیرا یک مفهوم و داستانی بود که گفته نشده بود. مردم درباره‌ی داستان‌هاشان سکوت می‌کردند. من ملزم بودم آن داستان‌ها را بگویم. بنابراین نکته این است که من با آن کشور تناسب نداشتم.
اگر در شیلی مانده بودم، هرگز جرات نمی کردم نمایشنامه‌ای بنویسم که در آن یک وکیل حقوق بشر، کسی که قهرمان گذار کشور به دموکراسی دیده می‌شود، یک متقلب و دروغگو است. [...] بهترین نمایش نامه های من آنهایی هستند که دائماً کلیشه‌های ذهن مخاطب را فرو می‌ریزند. [...] بنابراین من عاشق ایده‌ی متناسب نبودن هستم و این به این معنی است که من یک تبعیدی هستم حتی اگر در کشور خودم باشم و به تبعید خود ادامه خواهم داد.
 
سوال: بر اساس تجربه‌هایتان چه توصیه‌ای به نویسندگان در تبعید می‌کنید؟
جواب: فکر می‌کنم نویسنده علاوه بر استعداد باید دل و جرات داشته باشد. نترسید. اگر بخواهم حقیقت را بگویم، هرگز به هیچ‌کس اندرزی نمی‌دهم. نصیحت کردن بی‌فایده است چون اگر نویسنده‌ای استعداد خودش را کشف نکند، این استعداد با نصیحت من کشف نخواهد شد. اما فقط این را می‌گویم که از گفتن حقیقت نترسید چرا که حقیقت نقشی اساسی دارد. مشکل این است که گفتن حقیقت خیلی خیلی دردناک است.
 
منبع: مصاحبه‌ی آریل دورفمن با «ایندیا اینک».
*India Ink; The World’s Largest Democracy at a Crossroads; www.india.blog.nytimes.com
دیدگاه خود را ارائه دهید
لطفا دیدگاهتان را در فرم زیر درج نمایید.
 __           __      
/  |         / _|     
`| |   __ _ | |_  ___ 
 | |  / _` ||  _|/ __|
_| |_| (_| || |  \__ \
\___/ \__, ||_|  |___/
         | |          
         |_|          
کد امنیتی نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد فرمایید.
مطالب بیشتر در این زمینه
رمان طاعون آلبر کامو منجر به بیشتر خوانده شدن داستان‌های مربوط به بیماری‌های همه‌گیر شد
 ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
 مترجم: شبنم عاملی

رمان طاعون آلبر کامو منجر به بیشتر خوانده شدن داستان‌های مربوط به بیماری‌های همه‌گیر شد

کیم ویلشر- ۲۸ مارس ۲۰۲۰- گاردین   دختر آلبر کامو درباره‌ی درخواست گسترده‌ی تجدید چاپ کتاب طاعون –نوشته شده در سال ۱۹۴۷- در زمان شهربندان به دلیل ویروس کرونا توضیح داد.   طاعون همه‌گیر می‌شود. مردم می‌میرند. به همه دستور ...  ادامه مطلب 
گفت‌وگوی مجتبی فیلی (داستان‌نویس) با صمد طاهری
 ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
 گزینش: گروه ادبی پیرنگ

گفت‌وگوی مجتبی فیلی (داستان‌نویس) با صمد طاهری

ادبیات کاری را که باید بکند، می‌کند  سوال: فرض کنیم هزار سال گذشته باشد. آیا داستان‌نویسان ادبیات امروز ایران، هنوز هم در میان ایرانیان یا دستکم فارسی‌زبانان، خواننده دارند؟  پاسخ: جواب دادن به این سئوال خیلی دشوار و شاید بشود گفت ناممکن است. نه هزار سال، حتی پنجاه سال ...  ادامه مطلب 
آثار داستانی غلامحسین ساعدی و جهان‌بینی او
 ۱۲ آبان ۱۳۹۸
 گزینش و تلخیص: گروه ادبی پیرنگ

آثار داستانی غلامحسین ساعدی و جهان‌بینی او

از لابه‌لای مصاحبه‌ای با هوشنگ گلشیری «گفت‌وگو پیرامون داستان و داستان‌نویسی»، عنوان مصاحبه‌‌‌ای است که توسط محمدعلی سپانلو و مهرداد رهسپار با هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۶۱ انجام شد. بریده‌ای که از آن مصاحبه‌ی نسبتا طولانی در ادامه آمده است، با تمرکز بر موضوع ...  ادامه مطلب