غریبه در شهر؛ تلاشی برای تصویرسازی اعتراضات مردمی

غریبه در شهر؛ تلاشی برای تصویرسازی اعتراضات مردمی
نویسنده: شبنم عاملی
تاریخ:
۲۲ مهر ۱۳۹۸
معرفی کتاب «غریبه در شهر»؛ غلامحسین ساعدی

رمان «غریبه در شهر» نوشته‌ی غلامحسین ساعدی در سال ۱۳۵۵ نوشته شده، اما در سال ۱۳۶۹ اجازه‌ی انتشار یافته است. ساعدی رمان‌های کمی در طول زندگی نویسندگی خود نوشت. این رمان مضمونی تاریخی دارد و‌ ماجرای آن به حوادث سال ۱۲۸۸ شمسی و اشغال تبریز توسط قشون روس می‌پردازد. به گفته‌ی منتقدان این اثر الگویی است از مبارزات تشکیلاتی و مردمی، برای تحقق یک جامعه‌ی آرمانی. ساعدی این رمان را تحت تاثیر موقعیت جامعه و در اواسط سال‌های دهه‌ی پنجاه به نگارش در آورده است. در آن زمان که روشنفکران از انقلاب و آرمان‌های آن ناامید شده بودند شاید ساعدی تنها راه آرام کردن خود را در نگارش و انعکاس این ناامیدی می‌دیده است. در این کتاب نویسنده از حرکت جمعی و نحوه‌ی برخورد حکومت و خاصه روس‌های مقیم شهر با این حرکت سخن می‌گوید. صحنه‌ی اول این رمان، دستگیری شیخ دوز دوزانی -از شخصیت‌های اصلی رمان- توسط نگهبانان قراول‌خانه‌ی روس را نشان می‌دهد که سه مکان مهم داستان را مطرح می‌کند: مدرسه‌ای که شیخ در آن تدریس می‌کند، کوچه‌ها و محله‌ها و قراول‌خانه‌ی روس. تا فصل ده رمان در همین مکان‌ها اتفاق می‌افتد و از فصل ده به بعد وارد منزل و محفل‌های خصوصی آدم‌های مهم شهر به عنوان شخصیت‌های اصلی داستان می‌شود که باعث می‌شود خواننده چندوچون روابط و اتفاقات گذشته را کشف کند. 
ایجاد فصل‌بندی و برش‌های متعدد داستان را به روش سینمایی بدل به صحنه‌های بسیاری کرده است که با فشردگی، نیرومندی و رسایی به خوبی از عهده‌ی انتقال سیر سیلاب‌گون حوادث سیاسی برآمده است. از محاسن عمده‌ی این داستان، کاهش نقش روایت‌گری داستان به کم‌ترین حد ممکن است. به این صورت که خواننده با سیل حوادث و اتفاقات رو‌به‌رو می‌شود.
داستان به زیبایی شروع می‌شود و نویسنده به خوبی نشان می‌دهد که بذر بسیاری از وقایع بزرگ تاریخی در دل حوادث پیش پا افتاده کاشته شده است. همچنین صحنه‌های آغازین داستان دلالت ضمنی بر مردمی بودن نویسنده دارد و در نهایت نویسنده به این دلیل وارد طبقات فوقانی قدرت می‌شود که رشته‌های سیاسی حوادث را ریشه‌یابی کند. 
از نظر فنون داستان‌نویسی، غریبه در شهر نمایشی است و نویسنده آن را در کمال ایجاز نوشته‌ است. در این کتاب با شخصیت‌های زیادی روبه‌رو می‌شویم که سیاهی لشکرند و شخصیت‌های اصلی نیز به طور کامل شخصیت‌‌پردازی نشده‌اند. از نظر نویسنده، واکنش‌های آدم‌ها در موقعیت‌های خاص، شخصیت آنها را تشکیل می‌دهد. اما شخصیت اصلی داستان حیدر است که به حیدر‌ بچاپ معروف است اما مردم فکر می‌کنند او امام قلی- رهبری که او را ندیده‌اند- است.
«حیدر گفت: من اصلا نمی‌فهمم مشروطه چیه، استبداد چیه، من یه دلالم. اول‌ها بنکدار بودم و ورشکسته... همه در اورمی منو می‌شناسن، اسم من حیدر بچاپه... زن و بچه را ول کردم و با یه مقدار پول زدم و اومدم بیرون. شنیدم که شهر دست آقایون روس‌هاست. گفتم چه بهتر، برم ببینم چکار می‌شه کرد .کدوم طرفو می‌شه چاپید...» 
فرج سرکوهی در مجله‌ی آدینه درباره‌ی حیدرِ رمان غریبه در شهر می‌نویسد: «ساعدی در آن سال‌های سیاهی که داستان خود را می‌نوشت، شاید با تاکید بر داستان حیدر که ناخواسته نقشی را به گردن می‌گیرد که با ذات و شخصیت او در تناقض است، روی به مردمی دارد که برای رهایی خود چشم‌انتظار دیگران‌اند.»
با این تحلیل، غریبه در شهر، به قلمرو ادبیات پیشگو وارد می‌شود اما از آنجایی که در زمان خود اجازه‌ی انتشار نیافته است محکوم به محرومیت از تاثیرگذاری هم‌زمان بر مخاطبان خود شده است، حال تنها از جهت نمایش دغدغه‌های فکری نویسنده در آن زمان  حائز اهمیت است.
نابوکف در کتاب درسگفتارهای ادبیات روس درباره‌ی چخوف نوشته است: «چخوف هرگز نتوانست یک رمان بلند خوب بنویسد - قهرمان دوی سرعت بود نه استقامت. از قرار معلوم نمی‌توانست طرح آن زندگی را که با نبوغش اینجا و آنجا ادراک می‌کرد مدتی طولانی به وضوح پیش چشمش نگاه دارد. می‌توانست وضوح تکه‌تکه‌ی آن را فقط تا جایی حفظ کند که داستان کوتاهی از آن درآورد، اما این وضوح به آن اندازه روشن و دقیق نمی‌ماند که باید، تا بتوان آن را  تبدیل به رمانی طولانی و یکدست کرد.»
همین نقد درباره‌ی رمان‌های ساعدی نیز صدق می‌کند. 
او که در دهه‌ی پنجاه کم‌کار و شکنجه شده است و سعی داشته پس از سال ۱۳۵۴ و آزادی از زندان رمانی بنویسد در جهت مبارزات مردمی. شاید از لحاظ ادبی این رمان اثری ماندگار نباشد اما از لحاظ جامعه‌شناختی و دیدگاه ساعدی در آن مقطع زمانی حائز اهمیت است.


منابع: شناخت‌نامه‌ی غلامحسین ساعدی، کورش اسدی، نشر نیماژ، ۱۳۹۷
غلامحسین ساعدی همسایه هدایت، قهرمان شیری، نشر ورا، ۱۳۹۸
در آن مجال اندک و بی‌رحم؛ نقدی بر رمان غریبه در شهر، فرج سرکوهی، مجله‌ی آدینه ۶۰، تیر ۱۳۷۰


 
دیدگاه خود را ارائه دهید
لطفا دیدگاهتان را در فرم زیر درج نمایید.
                   _    
                  | |   
  ___  __  __ ____| | __
 / _ \ \ \/ /|_  /| |/ /
| (_) | >  <  / / |   < 
 \___/ /_/\_\/___||_|\_\
                        
                        
کد امنیتی نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد فرمایید.
مطالب بیشتر در این زمینه
نگاهی به رمان «تونل»؛ ارنستو ساباتو
 ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
 نویسنده: حدیث خیرآبادی

نگاهی به رمان «تونل»؛ ارنستو ساباتو

تونل؛ شعر زیبایی از جنون و مرگ «آیا زندگی ما چیزی جز یک سلسله زوزه‌های بی‌معنی در بیابانی از ستارگان بی‌اعتنا نبود؟» * از ارنستو ساباتو (۱۹۱۱-۲۰۱۱) نویسنده‌ی برجسته‌ی آرژانتینی و یکی از مهم‌ترین نویسندگان اد‌بیات اسپانیایی‌زبان، تنها سه رمان بر جا مانده است. او به ...  ادامه مطلب 
رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای
 ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
 نویسنده: نغمه کرم‌نژاد

رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای

  «یکی از وظایف ادبیات که می‌توانیم بگوییم تاریخ عاطفی یک مملکت است، در زمان‌های حاکمیت دیکتاتوری و سانسور رخ می‌نمایاند. اما اگر زمانه‌ای برسد که ما بتوانیم در لابه‌لای روزنامه‌هایمان این مسائل را بگوییم، دیگر وظیفه‌ی ادبیات چیز ...  ادامه مطلب 
​معرفی کتاب گور‌به‌گور؛ ویلیام فاکنر
 ۰۷ اسفند ۱۳۹۸
 نویسنده: شبنم عاملی

​معرفی کتاب گور‌به‌گور؛ ویلیام فاکنر

ما به این دلیل زندگی می‌کنیم که آماده بشیم که تا مدت درازی مرده باشیم کتاب گور‌به‌گور با عنوان اصلی As I Lay Dying توسط ویلیام فاکنر در سال ۱۹۳۰ نوشته شده است. این کتاب با ترجمه‌ی نجف دریابندری در نشر چشمه به چاپ رسیده است. به اذعان دریابندری که عنوان گور‌به‌گور را به این کتاب داده ...  ادامه مطلب 
معرفی کتاب «همین امشب برگردیم»؛ پیمان اسماعیلی
 ۲۱ مهر ۱۳۹۸
 نویسنده: شقایق بشیرزاده

معرفی کتاب «همین امشب برگردیم»؛ پیمان اسماعیلی

آدم تا کجا می‌تواند درد را تحمل کند. یا ترس را مثلا.* کتاب «همین امشب برگردیم» مجموعه‌داستانی‌ست به قلم پیمان اسماعیلی که در سال ۱۳۹۵ توسط نشر چشمه منتشر شد. این مجموعه‌ که چهارمین اثر و سومین مجموعه داستان اسماعیلی است شامل پنج داستان کوتاه با مضامین ترس، اضطراب و ...  ادامه مطلب 
معرفی رمان «روزها و رؤیاها»؛ پیام یزدانجو
 ۱۴ مهر ۱۳۹۸
 نویسنده: عطیه رادمنش احسنی

معرفی رمان «روزها و رؤیاها»؛ پیام یزدانجو

«همان گونه که نیلوفر در مرداب می‌دمد، در آب می‌روید، بر آب می‌آید، ولی به گل‌ولای آبدان آلوده نمی‌شود، من نیز همین‌گونه در جهان برخاسته‌ام، از آن گذشته‌ام، و به آن آلوده نگشته‌ام.»  بودا رمان «روزها و رؤیاها» دومین رمان «پیام یزدانجو» و پنجمین اثر ...  ادامه مطلب